موسیقی مردم پسند


موسیقی مردم پسند

موسیقی که به آن گوش می دهیم به مرور زمان بر طرز رفتار و فکر ما تاثیر می گذارد. کسانی که به سبک خاصی
(سبک، گونه یا ژانر موسیقی یک مقوله یا نامی قراردادی است که برای توصیف صفات قطعه هایی از موسیقی که متعلق به
رسوم مشترک هستند یا دسته ای از قراردادها میباشد، بکار میرود) از موسیقی علاقمند هستند عمدتاً دارای روحیات و
علایق مشترکی می باشند .
موسیقی مردم پسند، به یکی از مصارف فرهنگی مهم مردم سراسر جهان تبدیل شده است، به طوری که کمتر می
توان عرصه ای از زندگی روزمره را یافت که تحت تأثیر آن قرار نگرفته باشد. حال آنچه که مشهود است، موسیقی مردم
پسند، موسیقی منتخب نسل معاصر شهر ماست .
موسیقی مردم پسند ثمره ای از رسانه ای شدن و تجاری شدن گونه های دیگر موسیقی در جوامعی می باشد که
دارای فرهنگ دو قطبی هستند. درابتدای پیداش این موسیقی در ایران سبکی موسوم به گلها و در قالب تصنیف به بازار
عرضه شد که رادیو و تلویزیون در گسترش و ارائه این آثار در دهه پنجاه نقش بسیار تعیین کنندهای را ایفا کردند و سبب
ترویج این سبک از موسیقی در جامعه شد . با ساده شدن موسیقی وکلام، فهم آن آسان تر شد . استفاده از ریتم ها متنوع
و سازهای اروپایی فضایی تازه و متفاوت برای شنونده پدید آورد. از کافه، تئاتر، سینما، تلویزیون، رادیو تا کوچه و بازارهای
شهر نوای این موسیقی شنیده می شد. و در مدتی کوتاه سالن های کنسرت های که مملو شد از دوستداران و طرفداران
سبکی از موسیقی که با فرهنگ موسیقایی جامعه در تعارض و تصادم بودند. اساتیدی که این سبک موسیقی را رد می
کنند، نوازندگانی که موسیقی دان خوانده نمی شوند و موسیقی که بیشتر منجر به نوعی فعالیت هیجانی می شود و دارای
ترانه هایی بی محتواست.

این تعارضات تنها در سبک و شکل اجرای این سبک موسیقی نبوده بلکه آداب این موسیقی با دیگر موسیقی ها نیز
تفاوت دارد و خود سبب به وجود آمدن شکاف بیشتر بین سبک ها موسیقی ها می گردد. سبک زندگی و فرهنگ
مخاطبین این موسیقی با سبک های دیگر دارای تفاوتی چشمگیر است. با حضور در سالن های اجرا شاهد پوشش های
متفاوت نوازندگان، خواننده، مخاطبین، کنش ها و واکنش متناقض آن ها بودم و نقد های اساتید موسیقی بر این مقوله و
آداب آن یکی از دلایل اصلی پرداختن به بررسی ریشه های این تعارضات شد.
به منظور بدست آوردن دانش کافی در حوزه پژوهش مرور آثار گذشته می تواند راه گشا باشد. با بررسی محتوا، شیوه
و نتیجه این پژوهش ها می توان به دانشی جامع درباره آنچه تا کنون مورد پژوهش قرار گرفته، دست یافت.
در ایران پژوهشی که به شکل مستقیم به تعامل بین موسیقی مردم پسند وسبک زندگی پرداخته باشد اندک است .
در این بخش به برخی از مطالعات دربارة موسیقی مردم پسند اشاره می کنیم.

در پژوهش مصرف موسیقی و سبک زندگی که توسط محمد فاضلی در سال 1384 انجام شده به طرح این پرسش
می پردازد که نوع و میزان مصرف موسیقی تحت تاثیر چه عواملی می باشد و برای پاسخ دادن به آن نیز از منظر تحلیل
طبقاتی به مصرف موسیقی توجه شده است. طبقه اجتماعی و سرمایه فرهنگی به عنوان دو متغیر کلیدی نظریه های
کلاسیک تبیین مصرف فرهنگی مطرح گردیده و سپس بر مبنای مطالعه تجربی مصرف موسیقی در شهر تهران تلاش شده

است تا سهم این عوامل در تبیین ذائقه موسیقایی مشخص شود. در این پژوهش بر اساس شواهد تجربی، نظریه های
طبقاتی تبیین کننده ذائقه موسیقایی نیز نقد می شود.
در این تحلیل همبستگی نشان می دهد میزان دارا بودن سبک زندگی فرهنگی پرمنزلت با میزان گوش دادن به
موسیقی و خصوصا مشارکت در کنسرت های موسیقی و هزینه کردن برای حامل های موسیقی هبستگی مثبت دارد. افراد
با سبک زندگی فرهنگی پرمنزلت به موسیقی های پرمنزلت تری نیز گوش می دهند .میان داشتن سبک زندگی فرهنگی
پرمنزلت و گوش دادن به موسیقی ارای منزلت اجتماعی و هنری بالا رابطه معنادار وجود دارد.
ارزش هنری و منزلت اجتماعی ژانرهای موسیقایی که فرد به آنها گوش می دهد با ارزش فرهنگی و شان اجتماعی
بقیه رفتارهای فرهنگی اش تناسب داشته و کلیت واحدی را شکل می دهد .بنابراین پژوهش به این نتیجه می رسد می
رسد که سبک زندگی فرهنگی منسجم برای افراد علاوه بر آن که به لحاظ مبنای نظریه منش توجیه نظری دارد و دارای
توجیه تجربی نیز هست.
متغییر واسطی که بیش از هرچیز تعیین کننده ذائقه موسیقایی افراد است، سرمایه فرهنگی و فضای فرهنگی است
که در آن زندگی می کند و متغییرهای پایگاه اقتصادی و اجتماعی مستقیما سبب ایجاد منش مصرف فرهنگی پرمنزلت در
فرد نخواهد شد.

+ هیچ نظری وجود ندارد

افزودن